تبليغاتX
دانشجویان پیام نور اسکو


این سایت مربوط به دانشجویان دانشگاه پیام نور است و هیچ ارتباطی به دانشگاه ندارد

 

 آرشیو موضوعی

طنز
علمی
آموزشی
سرگرمی
مذهبی
خبر
عاشقانه
بیقراری ها
کارت پستال
همینجوری
مرتبط با تاپیک
پیام نور

 آرشیو تاریخی

 پیوندها

 دیده ها

   RSS

 ] تو اگر دوست می خواهی مرا اهلی کن !

 موضوع: عاشقانه

نویسنده: ناصر
چند روز پیش خیلی اتفاقی کتاب شازده کوچولو اثر آنتوان دوسن تگزوپری ترجمه احمد شاملو بدستم رسید.
شاید ظاهر کتاب بچگانه باشد اما برای من کتاب بسیار جالب و مفیدی بود، اغراق نیست اگر بگویم بخشی از جملات کتاب پاسخی بود به دغدغه های ذهنی من، دغدغه هایی که چند وقتی بود زندگی را برام سخت کرده بودن. قسمتی از کتاب که برای من الهام بخشترین جملات را داشت اینجا براتون میذارم، شاید برای شما هم جالب باشه.

روباه ساکت شد و مدت زیادی به شازده کوچولو نگاه کرد .آخر گفت:
- بیزحمت مرا اهلی کن !
شازده کوچولو در جواب گفت: خیلی دلم می خواهد ولی زیاد وقت ندارم.من باید دوستانی پیدا کنم و خیلی چیزها هست که باید بشناسم.
روباه گفت: هیچ چیزی را تا اهلی نکنند نمی توانند شناخت.آدمها دیگر وقت شناختن هیچ چیز را ندارند. آنها چیزهای ساخته و پرداخته از دکان می خرند اما چون کاسبی نیست که دوست بفروشد آدمها بی دوست و آشنا مانده اند.
 تو اگر دوست می خواهی مرا اهلی کن !
شازده کوچولو پرسید: برای این کار چه باید کرد؟
روباه در جواب گفت: باید صبور بود. تو اول کمی دور از من به این شکل لای علفها می نشینی . من از گوشه چشم به تو نگاه خواهم کرد و تو هیچ حرفی نخواهی زد.
زبان سرچشمه سوء تفاهم هاست. ولی تو هر روز می توانی قدری جلوتر بنشینی.
فردا شازده کوچولو باز آمد.
روباه گفت: 
 - بهتر بود به وقت دیروز می آمدی. تو اگر مثلا هر روز ساعت چهار بعد از ظهر بیایی من از ساعت سه ببعد کم کم خوشحال خواهم شد و هرچه بیشتر وقت بگذرد احساس خوشحالی من بیشتر خواهد بود.سر ساعت چهار نگران و هیجان زده خواهم شدو آن وقت به ارزش خوشبختی پی خواهم برد. ولی اگر در وقت نا معلومی بیایی دل مشتاق من نمی داند کی خود را برای استقبال تو بیاراید...آخر در هر چیز باید آیین باشد.
شازد کوچولو پرسید : « آیین » چیست ؟
روباه گفت : ای هم چیزی است بسیار فراموش شده چیزی است که باعث می شود روزی با روزهای دیگر و ساعتی با ساعتهای دیگر فرق پیدا کند....
بدین گونه شازده کوچولو روباه را اهلی کرد و همینکه ساعت وداع نزدیک شد روباه گفت:
- آه !...من خواهم گریست.
شازده کوچولو گفت : گناه از خود توست . من که بدی به جان تو نمی خواستم . تو خودت خواستی که من ترا اهلی کنم..
روباه گفت : درست است .
شازده کوچولو گفت : در این صورت باز هم گریه خواهی کرد ؟
روباه گفت : البته .
شازده کوچولو گفت : ولی گریه به حال تو هیچ سودی نخواهد داشت .
روباه گفت: به سبب رنگ گندم زار گریه به حال من سودمند خواهد بود.
و کمی بعد به گفته افزود : یک بار دیگر برو و گلهای سرخ را تماشا کن.آن وقت خواهی فهمید که گل تو در دنیا یگانه است. بعد برگرد و با من وداع کن و من به رسم هدیه رازی را بر تو فاش خواهم کرد.
شازده کوچولو رفت و باز به گلهای سرخ نگاه کرد. به آنها گفت :
- شما هیچ به گل من نمی مانید . شما هنوز چیزی نشده اید.کسی شما را اهلی نکرده است و شما نیز کسی را اهلی نکرده اید . شما مثل روزهای اول روباه من هستید.او آن وقت روباهی بود مثل صدها هزار روباه دیگر.اما من او را با خود دوست کردم و او حالا در دنیا بی همتا است.
و گلهای سرخ سخت رنجیدند.
شازده کوچولو باز گفت:
-شما زیبایید ولی درونتان خالیست . به خاطر شما نمی توان مرد.البته گل سرخ من در نظر یک رهگذر عادی به شما می ماند ولی او به تنهای از همه شما سر است.چون من فقط به او آب داده ام.فقط او را در زیر حباب بلورین گذاشته ام فقط او را پشت تجیر پناه داده ام فقط کرمهای او را کشته ام چون فقط به شکوه و شکایت او به خودستایی او  و گاه نیز به سکوت او گوش داده ام . زیرا او گل سرخ من است.
آنگاه پیش روباه بازگشت و گفت :
- خداحافظ !...
روباه گفت : خداحافظ و اینک راز من که بسیار ساده است :
بدان که جز با چشم دل نمی توان خوب دید. آنچه اصل است از دیده پنهان است.
شازده کوچولو برای این که به خاطر بسپارد تکرار کرد :
- آنچه اصل است از دیده پنهان است .
- آنچه به گل تو چندان ارزش داده عمری است که تو به پای او صرف کرده ای .
شازده کوچولو برای این که به خاطر بسپارد تکرار کرد :
- عمری است که من به پای گل خود صرف کرده ام .
روباه گفت : آدمها این حقیقت را فراموش کرده اند ولی تو نباید فراموش کنی . تو هر چه را اهلی کنی همیشه مسوول آن خواهی بود. تو مسوول گل خود هستی ...
شازده کوچولو برای این که به خاطر بسپارد تکرار کرد :
- من مسوول گل خود هستم ...

نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 23:26

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] توصیه به ورودی های جدید

 موضوع: پیام نور

نویسنده: ناصر

یکی از دوستان نظری را در پست قبلی گذاشته بودن که باعث شد این مطلب را بنویسم، میخواستم در قسمت نظرات همون پست بگذارمش اما چون مطلب زیاد بود تو یک پست جدید قرارش میدم.

تا حدودی با نظر "سید هادی" موافقم اما یک حقیقتی هم هست بچه ها، یاد بگیریم به استاد اتکا نکیم. بهترین استادها را هم داشته باشین تا خودتون خیلی سخت تلاش نکنین استاد نمیتونه چیزی به شما یاد بده، هیچ استادی نمیتونه با تله پاتی یا روش های دیگه چیزی را از مغز خودش به مغز دانشجوهاش انتقال بده، علم هرکسی نتیجه زحمات و  تجربیات خودش هست. استاد مفاهیم کلی را سر کلاس بیان میکنه، بعد کلی تمرین و تکلیف برای هفته بعد تعیین میشه، بقیه اش بر عهده دانشجو که منابع را مطالعه کنه، دنبال مطلب بگرده، تمرین ها و تکالیف را حل کنه. بعد این کارها وظیفه استاد این هست اگرمشکلاتی برای دانشجو پیش آمده باشه، دانشجو را در حل مشکلات راهنمایی کنه.(تا دلتون بخواد توی اینترنت کلاس های درس استادهای بزرگ دانشگاه های معتبر دنیا هست، میتونین خودتون نگاه کنین، همچنین برنامه هفتگی کلاس ها و تمرین ها و تکالیف کلاسی در طول ترم هم معمولا روی صفحه درس مربوطه در سایت دانشکده قرار میگیرد. به عنوان مثال دانشکده اقتصاد دانشگاه MIT یا دانشکده اقتصاد مدیریت دانشگاه صنعتی شریف را نگاه کنین). انصافا چند درصد از ماها وظیفه دانشجویی خودمون را انجام میدیم که به استادهای پیام نور اسکو ایراد میگیریم؟؟

 همه ما یه جورایی سربه هوایی و تنبلی کردیم که توی پیام نور اسکو دانشجو شدیم. کسانی که ترم های بالاتر هستن که وضعیتشو مشخصه اما توصیه من به ورودی های جدید این هست "برادر یا خواهر سال اولی من، جایی که آمدین اسمش دانشگاه نیست، گول سردرش رو نخورین، دانشگاه با اونجایی که رفتین خیلی فرق داره. اگه واقعا ظرفیت و توانایی خودتان را بیشتر از پیام نور میدونین، خیلی راحت انصراف بدین و برای سال بعد بیشتر تلاش کنین تا جایی برین که حداقل اسمش دانشگاه باشه".هرچند از نظر من بدلیل افزایش بی حساب و کتاب ظرفیت ها، همه دانشگاه های کشور وضعیت مناسبی ندارند، اما به هر حال در قیاس با پیام نور اسکو میشه گفت دانشگاه هستند. اگر توانایی و شرایطش را دارین شک نکنین، شانشتان را برای سال بعد امتحان کنید. دانشگاهی که درش درس مخونین تا حدود زیادی بر روی آینده شما تاثیر میگذاره، حتما ارزش یک سال زحمت کشیدن را دراد.

نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1390ساعت 1:1

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] بیست و چهارمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

 موضوع: خبر

نویسنده: ناصر

"نمایشگاه بین المللی کتاب تهرن با 23 دوره برگزاری یکی از معتبرترین نمایشگاه های بین المللی در سراسر جهان است. حضور بیش از 2 هزار ناشر داخلی و 1700 ناشر خارجی و بازدید بیش از 4 میلیون نفر از این نمایشگاه،  اعتبار فوق العاده ای به آن بخشیده است.

از 16 تا 26 ارديبهشت ماه براي سومين سال متوالي در مصلي امام خميني (ره) تهران برگزار مي‌شود.

نمایشگاه کتاب بهترین فرصت برای دسترسی با تخفیف به کتابهای تکست که معمولا خیلی کمیاب و گران هستند و همچنین خرید کتابهای فارسی با تخفیف نزدیک به 60٪ است(البته با بن کتاب)

من که تا امروز بخاطر کارهای عقب افتاده ای که تا دوشنبه باید برسونم نتونستم برم اما بچه ها که رفتن می گفتن جای غرفه ها با سال پیش فرقی نکرده و میشه کتب دانشگاهی رو راحت پیدا کرد، نسبتا هم راضی بودن، مخصوصا به خاطر بن های کتاب که خیلی کمک حالشون شده بود هرچند برای کتابهای تکست همجنان مشکل قمیت ها پا برجاست حتی با وجود بن ها هم خرید کتاب های ارزی برای دانشجو جماعت سخته.

یک نکته که هم این که اگه میخواین به شلوغی بر نخورین بهتره قبل از ظهر برین و تا ظهر سعی کنین خریدتون را انجام بدین چون بعد از ظهر بدجوری شلوغ میشه.

انشاله اگه تونستم بعد از رفتن یه پست در مورد نمایشگاه می گذارم.

نوشته شده در  جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 0:20

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] سختی که ارزشش را داشت

 موضوع: همینجوری

نویسنده: ناصر
دیروز استادیوم آزادی بودم، تقریبا هشت ساعت از وقتم را گرفت، ساعت دوازده شب تازه رسیدم خوابگاه بعلاوه اینکه پاهام، دست هام و گلوم که به خاطر داد زدن زیاد گرفته بود درد می کردن. طبقه دوم بودیم و از زمین بازی خیلی فاصله داشتیم بخاطر همین هم تقریبا هیچ کدوم از گل ها را ندیدم. با وجود همه اینها خیلی خوشحالم که دیروز استادیوم بودم. بعضی حس ها و حالت ها هستن که فقط تو این جور موقعیت ها آدم درکشون میکنه، واقعا بینظیر بود جای همه دوستان خالی. شور حال و همدلی که توی استادیوم بین تماشاچی ها وجود داشت خیلی لذت بخش بود،، نتیجه بازی دیروز چه برد بود چه باخت مهم نبود، برد اصلی همین اتحاد و همدلی هست که حداقل توی استادیوم میشه دید.


نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 20:3

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ]

 موضوع:

نویسنده: خدابخش

قلبم کاروانسرایی قدیمی است.

قلبم کاروانسرایی قدیمی است.من نبودم که این کاروانسرا بود.پی اش را من نکندم.بنایش را من بالا نبردم،دیوارش را من نچیدم.من که آمدم ،او ساخته بود و پرداخته،و دیدم که هزار حجره دارد و از هر حجره قندیلی آویزان،که روشن بود و می سوخت.از روغنی که نامش عشق بود.

...

قلبم کاروانسرایی قدیمی است.من صاحبش نیستم.صاحب این کاروانسرا هم اوست.کلیدش را به من نمی دهد،درها را خودش می بندد،خودش باز می کند،اختیارداری اش با اوست.اجازه ی همه چیز.

قلبم کاروانسرایی قدیمی است.همه می آیند و میروند و هیچ کس نمی ماند.هیچ کس نمی تواند بماند.که مسافر خانه جای ماندن نیست.می روند و جز خاک رفتنشان چیزی برای من نمی ماند.

کاش قلبم خانه بود.خانه ای کوچک و کسی می آمد و مقیم می شد.می آمد و می ماندو زندگی می کرد.سال های سال شاید.

...

هر بار که مسافری می آید،کاروانسرا را چراغان می کنم و روغن دان قندیل ها را پر از عشق.هر بار دل می بندم و هر بار فراموش می کنم که مسافر برای رفتن آمده است.

نمی گذارد،نمی گذارد که درنگ هیچ مسافری طولانی شود.بیرونش می برد،بیرونش می کند.و من هر بار در کاروانسرای قلبم می گریم.غیور است و چشم دیدن هیچ مهمانی را ندارد. همه جا را برای خودش می خواهد،همه حجره ها را،خالی خالی.

...

و روزی که دیگر هیچ کس در کاروانسرا نباشد او داخل می شود.با صلابت و سنگین و سخت.آن روز دیوار ها فرو خواهد ریخت و قندیل ها آتش خواهد گرفت و آن روز،آن روز که او تنها مهمان مقیم من باشد،کاروانسرا ویران خواهد شد.آن روز دیگر نه قلبی خواهد ماند و نه کاروانسرایی.

نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 13:59

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] معرفی سیستم های فازی

 موضوع: علمی

نویسنده: ناصر

مدتها بود که می خواستم در مورد منطق فازی مطلبی روی وبلاگ قرار بدم. مباحث فازی با توجه به کاربرد وسیع در مباحث مهندسی و سیستم ها و همچنین بخاطر بیس ریاضی شان یکی از بهترین زمینه ها برای فعالیت دانشجویان ریاضی میباشد. مباحث فازی یک زمینی بسیار مناسب برای دانشجویانی هست که می خواهند از مباحث ریاضیاتی محض فاصله بگیرند و وارد مباحث مهندسی شوند.  بی سلیقه گی و درهم ریخته گی متن رو هم به بزرگی خودتون ببخشین از این لینک میتوانید فایل وورد این متن را بصورت مرتب تر و کامل تری دریافت نمایید همچنین از این لینک نیز فایل کلاسی درس سیستم های فازی مربوط به جلسات اول و دوم را دریافت نمایید  امیدوارم مطالب ارائه شده برای آشنایی مقدماتی مفید باشند.

 1-سيستم‌هاي فازي
 دنياي واقعي و بويژه برنامه ريزي، مدل سازي و تصميم گيري مسائل واقعي كه وابسته به درك، استدلال، استنباط، قضاوت بشري مي باشند، بسيار پيچيده اند. براي چنين سيستم هاي پيچيده اي دشوار است كه بتوان يك توصيف و تعريف دقيق براي آن بدست آورد. بنابراين، لاجرم براي مدل كردن چنين سيستم هائي، يك توصيف تقريبي (فازي) كه قابل قبول و قابل تجزيه و تحليل باشد، بايد معرفي شود. توجيه منطقي ديگري كه براي استفاده از سيستم هاي فازي وجود دارد بحث حركت بسوي عصر اطلاعات مي باشد. در چنين پارادايمي، دانش و معرفت بشري اهمييت فوق العاده اي پيدا مي كند. بنابراين، ما به فرضيه اي و در نهايت به نظريه اي نياز داريم كه بتواند دانش بشري را به شكلي سيستماتيك فرموله كرده و آنرا به همراه ساير مدلهاي رياضي در سيستم هاي مهندسي قرار دهد.بعنوان يك قاعده كلي، يك سيستم مهندسي خوب بايد قادر باشد از تمامي اطلاعات موجود به نحو مؤثري استفاده كند. در سيستم هاي عملي، اطلاعات مهم از دو منبع سرچشمه مي گيرد. يكي از منابع  افراد صاحب نظر (خبره) مي باشند كه دانش و آگاهيشان را در مورد سيستم با زبان طيبعي بيان و تعريف مي كنند. منبع ديگر اطلاعات، اندازه گيري ها و مدل هاي رياضي كه از قواعد فيزيكي مشتق شده اند مي باشند. بنابراين، تركيب اين دو نوع اطلاعات در طراحي سيستم ها بسيار مؤثر است. در اينجا مشكل عمده فرموله كردن دانش بشري (تبديل دانش بشري به يك فرمول رياضي) بعنوان بخشي از اطلاعات موجود مي باشد. اساساً سيستم هاي فازي ابزاري توانمند براي  همين تبديل مي باشند. زيرا در اينگونه سيستم ها دانش بشري را مي توان در قالب گزاره ها و قواعد شرطي اگر ـ آنگاه  بيان كرد. در سيستم هاي فازي حالت هاي مختلف متغييرها اعم از ورودي ها يا خروجي ها را ميتوان با استفاده از كلمات و واژه ها بيان نمود. با بكارگيري مجموعه هاي فازي كه بكمك توابع عضويت قابل تعريف هستند، اين واژه ها را مي توان صورتبندي رياضي بخشيد. نهايتا، بكمك قواعد، مجموعه هاي فازي و منطق فازي نگاشت هاي لازم را بين فضاي ورودي و فضاي خروجي سيستم ايجاد كرد.

علاقه مندان می توانند مباحث زیر را در ادامه مطلب مشاهده فرمایند:

 - ساختار كلي سيستم هاي فازي

  - ويژگي هاي سيستم هاي فازي

  - كاربردهاي فازی در مهندسی صنایع

  - نشریات علمی مرتبط

  - نرم افزارهای مرتبط

  - لینک های مرتبط

 


ادامه مطلب

نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389ساعت 19:56

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] عقل و جهل

 موضوع: مذهبی

نویسنده: بهزادی
آن بندگانم را که هر سخن را شنوند و از نیکوترش پیروی کنن ،مژده بده،ایشانند که خدا هدایتشان کرده و ایشانند صاحبان عقل( ایه ی 18 سوره  الزمر)

 

کتاب پر برکتی را بسویت فرستادیم تا در آیاتش تدبر کنند و تا صاحبان عقل متذکر شوند. ( ایه 29 سوره مبارکه ص)

 

 

سماعه گوید خدمت حضرت صادق ع بودم و جمعی از دوستانش هم حضور داشتند که ذکر عقل و جهل بمیان امد حضرت فرمود»عقل و لشکرش و جهل و لشکرش را بشناسید ، سماعه گوید من عرض کردم قربانت گردم غیر از آنچه شما بما فهمانیده اید نمیدانیم. حضرت فرمود خدای عزو جل عقل را از نور خویش و از طرف راست عرش افرید و ان مخلوق اول از روحانیین است پس بدو فرمود پس رو او پس رفت سپس فرمود پیش ای پیش امد.خدای تبارک و تعالی فرمود: ترا با عظمت افریدم و بر تمام افریدگانم شرافت بخشیدم سپس جهل را تاریک و از دریای شور و تلخ افرید باو فرمود پس رو پس رفت پیش بیا و پیش نیامد .فرمود :گردن کشی کردی؟ او را از رحمت خود دور ساخت سپس برای عقل هفتاد و پنج لشکر قرارداد.چون جهل مکرمت و عطا خدا را نسبت بعقل دید دشمنی اورا در دل گرفت و عرض کرد پروردگارا اینهم مخلوقی است مانند من. او را افریدی و گرامیش داشتی و تقویتش نمودی من ضد او هستم و بر او توانایی ندارم انچه از لشکر باو دادی بمن عطا کن فرمود بلی میدهم ولی اگر بعد از ان نافرمانی کردی ترا و لشکر ترا از رحمت خود بیرون میکنم .عرض کرد خشنود شدم پس هفتاد و پنج لشکر باو عطا کرد. 75 لشکری که به عقل عنایت کرد و 75 لشکر جهل بدین قرار است:

نیکی و ان وزیر عقل است و ضد او را بدی قرار داد؛ که ان وزیر جهل است ؛ ایمان و ضد ان کفر ؛تصدیق و ضد ان انکار حق؛ امیدواری و ضد ان نومیدی؛ دادگری و ضد ان ستم ؛ خشنودی و ضد ان قهر و خشم؛ سپاسگذاری و ضد ان ناسپاسی ؛ چشم داشت و ضد ان حرص و از؛ نرم دلی و ضد ان سخت دلی ؛ مهربانی و ضد آن کینه توزی؛ دانش و فهم و ضد ان نادانی ؛ شعور ضد ان حماقت ؛پاکدامنی و ضد ان بی باکی و رسوائی ؛ پارسایی و ضد ان دنیا پرستی ؛ خوشرفتاری و ضد ان بدرفتاری؛ پروا داشتن و ضد ان گستاخی ؛ فروتنی و ضد ان خودپسندی ؛ارامی و ضد ان شتابزدگی ؛خردمندی و ضد ان بیخردی؛ خاموشی و ضد ان پرگوئی ؛رام بودن وضد ان گردنکشی؛ و تسلیم حق شدن و ضد ان تردید کردن ؛ شکیبایی و ضد آن بیتابی؛ چشم پوشی و ضد ان انتقام جوئی ؛ بینیازی و ضد آن نیازمندی ؛ بیاد داشتن و ضد ان بی خبر بودن؛ در خاطر نگهداشتن و ضد ان فراموشی؛ مهرورزی و ضد ان دوری و کناره گیری ؛ قناعت و ضد آن حرص و آز ؛ تشریک مساعی و ضد ان دریغ و خودداری ؛ دوستی و ضد ان دشمنی ؛ پیمان داری و ضد ان پیمان شکنی؛ فرمانبری و ضد ان نافرمانی ؛ سرفرودی و ضد آ بلندی جستن؛ سلامت و ضد ان مبتلا بودن؛ دوستی و ضد ان تنفر و انزجار؛ راستگوئی و ضد ان دروغگویی؛حق دوستی و آن باطل و نادرستی ؛امانت و ضد ان خیانت ؛پاکدلی و ضد ان ناپاکدلی ؛ چالاکی و ضد آن سستی؛ زیرکی و ضد آن کودنی؛ و شناسائی و ضد ان ناشناسایی؛ مدارا و رازداری و ضد راز فاش کردن ؛یکروئی و ضد ان دغلی؛ نماز گذاردن و ضد ان تباه کردن نماز؛ روزه گرفتن و ضد ان روزه خوردن؛ جهاد کردن و ضد ان فرار از جهاد؛ و حج گذاردن و ضد ان حج شکستن؛ نیکی به پدرو مادر و ضد ان نافرمانی پدر و مادر؛ با حقیقت بودن و ضد ان ریاکاری ؛ نیکی و شایستگی و ضد ان زشتی و ناشایستگی ؛ خود پوشی و ضد ان خود آرائی؛تقیه و ضد ان بی پروایی؛ و انصاف و ضد ان جانبداری باطل؛ خودارائی برای شوهر و ضد ان زنا دادن؛ و پاکیزگی و ضد ان پلیدی؛ و حیا و ازرم و ضد ان بی حیایی: میانه روی و ضد ان تجاوز از حد؛ اسودگی و ضد ان خود را برنج انداختن ؛اسان گیری و ضد ان سختی گیری ؛ برکت داشتن و ضد آن پیروی از هوس ؛ سنگینی و متانت و ضد ان سبکی و جلفی ؛ سعادت و ضد ان شقاوت ؛توبه و ضد ان اصرار برگناه ؛ طلب امرزش و ضد ان بیهوده طمع بستن؛ دقت و مراقبت و ضد ان سهل انگاری ؛ دعا کردن و ضد ان سرباز زدن؛ خرمی و شادابی و و ضد ان سستی و کسالت ؛ خوشدلی و ضد ان اندوهگینی ؛مایوس شدن و ضد ان کناره گرفتن؛ و سخاوت و ضد آن بخیل بودن.

 

پس تمام این صفات (دسته ی خوب) که لشکریان عقلند جز در پیغمبر و جانشین او و مومنیکه خدا دلشرا بایمان ازموده جمع نشود اما دوستان دیگر ما برخی از اینها را دارند تا متدرجا همه را دریابند و از لشکریان جهل پاک شوند آنگاه با پیغمبرن اوصیاعشان در مقام اعلی همراه شوند و این سعادت جز با شناختن  عقل و لشکریانش و دوری جستن از جهل و لشکریانش بدست نیاید .خدا ما و شما را بفرمانبری و طلب ثوابش موفق دارد انشاءالله

شرح : مقصود از جهل یا شیطان است و یا همان قوه ایکه انسانرا بکار زشت و گناه دعوت میکند

 

                               (کتاب اصول کافی جلد 1  ؛ ترجمه و شرح دانشند آقای سید جواد مصطفوی)

نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389ساعت 19:13

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] مداد باش!

 موضوع: آموزشی

نویسنده: خدابخش
پسرک از پدربزرگ پرسید: پدربزرگ در باره چه می نویسی؟
پدربزرگ پاسخ داد: درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم! می خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی.

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید:
 اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام.

پدر بزرگ گفت : بستگی داره چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دست بیاوری برای تمام عمر به آرامش می رسی؛

صفت اول: می توانی کارهای بزرگ انجام دهی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند. این دست، خداست که همیشه تو را در مسیر اراده اش حرکت می دهد.

صفت دوم: باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می شود و اثری که از خود به جای می گذارد ظریف تر و باریک تر. پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی که باعث می شود انسان بهتری شوی.

صفت سوم: مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست. در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، تصحیح خطا مهم است.

صفت چهارم: چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.

و سر انجام پنجمین صفت مداد: همیشه اثری از خود به جای می گذارد. هر کار در زندگی ات می کنی، ردی به جای می گذارد. پس سعی کن نسبت به هر کار می کنی، هشیار باشی وبدانی چه می کنی.

نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مرداد 1389ساعت 22:37

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] مناجات

 موضوع: مذهبی

نویسنده: بهزادی

خدایا به من زیستی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ی که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم

ومردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم

خدایا خودخواهی را چنان در من بکش یا چنان برکش تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم

خدایا چگونه زیستن را تو به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت.

                                                                                  (دکتر شریعتی)

نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد 1389ساعت 0:18

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] شادی

 موضوع: سرگرمی

نویسنده: بهزادی
 

                                                                                         

 

 

مدتهاست كه بدون تو جايي نمي روم ،تورا به ساده ترين مخفي گاههاي ممكن ميبرم تو را در شاديم مخفي ميكنم مثل يك نامه عاشقانه در روز روشن.

شادي پرارزشترين و كم ارزش ترين ماده در دنياست تنها كودكان آنرا ميبينند.

تو شادي را در حين پروازش به دام مياندازي و بعد در همان لحظه ازادش ميكني.گاهي جز اين نمي توان با آن كرد و تو ميخندي .تو در برابر اين شكوهي كه اهدا شده  شكوهي كه دريافت شده ميخندي.

 حظ و فيض با قيمتي گزاف بدست مي آيد .شادي بينهايت تنها با شهامتي بي نهايت بدست مي آيد.من شهامت تو را در خنده ات ميشنوم. عشقي چنان قوي بزندگي كه حتي زندگي هم نتوانست انرا تيره كند.

براي از دست دادن چيزي ،بايد اول صاحب ان بود. ما هيچوقت در اين زندگي صاحب چيزي نيستيم پس هيچوقت چيزي از دست نميدهيم.

 

برگرفته از کتاب (فرتر از بودن-غیر منتظره)(کریستین بوبن)

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389ساعت 19:53

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  

Desigened by Ahad ------------------------------------------------------------------------- Copyright ©  2006 Oskupnu.com